|
سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس سلام دوستان گل خودم آدرس وبلاگ جديد من www.sazdahanii.blogfa.com خوشحال ميشم اونجا هم ببينمتون منتظرم لببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
دو سال گذشت ... دو سالي كه هر لحظه اش بي تو قد يه عمر بود . اينو هم من ميگم هم همه كساني كه به نوعي باهام در ارتباط بودند و لحظه به لحظه تو اين دو سال شاهد خرد شدن من بودند ميگن ... توي اين دو سال خيلي فكر كردم ... خيلي بهت فكر كردم و شاهدان شاهدند كه حتي حاضر بودم جونم رو بدم تا خار به پات نره ! اگه با انصاف باشي و فكر كني ميبيني كه واقعا اينطور بوده و اينو بارها و بارها ازم ديدي . اگه هم نخواي ... اگه هم مثل تمام اين دو سال بخواي غيرمنطقي باشي و تمام كارهام رو وظيفه ام بدوني و تازه طلب هم داشته باشي كه كار خاصي انجام ندادم و تازه وظايفم رو هم بخوبي انجام ندادم ... اون ديگه جاي خود داره ... يا حق
به مژگان سيه كردي هزاران رخنه در دينم الا اي همنشين دل كه يارانت برفت از ياد جهان پير است و بي بنياد از اين فرهاد كش فرياد اگر بر جان من غيري گزيند دوست ، حاكم اوست ********************************************* دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود
يادمان باشد از امروز جفايي نكنيم
ای که رفته با خود دلی شکسته بردی
مثل شمع نیمه جون داره میسوزه تنم کسی باور نداره این تن خسته منم خیره مونده به افق چشم انتظار من هم زبون شعله هاست داد من هوار من قصه ی زندگی من قصه ی ماه و پلنگ قصه ی رفتن و موندن قصه ی شیشه و سنگ شب به پایان نرسونده شعله ی آخر من صبح صادق هم دمیده روی خاکستر من شعله از سرم گذشت آشنایی نرسید قطره قطره شد تنم در فضای شب چکید هر چه گفتم نشنید کسی جز سایه ی من تو که با من میمیری سایه فریادی بزن بی صدا سوختم و ساختم در دل این شب درد از تنم چیزی نمونده غیر خاکستر سرد غیرتم میکشدم اما روشنی بخش شبم میرسم به صبح صادق با همه تاب و تبم مثل شمع نیمه جون لحظه لحظه جون به لب داره میسوزه تنم بی صدا در دل شب اوج التهاب من آخرین لحظه ی شب پیک صبح شب شکن میرسه خنده به لب تا شب از پا ننشست صبح صادق ندمید تنم آسوده نشد تا به آخر نرسید با صدای جاودانه ستار
و امروز هم بی انتها اسمت را فریاد کشیدم ...
زيبا هواي حوصله ابري است چشمي از عشق ببخشايم تا رود آفتاب بشويد دلتنگي مرا زيبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو مي چرخد از من مگير چشم زيبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهاي چشم توهستم زيبا... کنار حوصله ام بنشين بنشين مرا به شط غزل بنشان بنشان مرا به منظره عشق بنشان مرا به منظره باران بنشان مرا به منظره رويش من سبز مي شوم زيبا تمام حرف دلم اين است من عشق را به نام تو آغاز کردم در هر کجاي عشق که هستي آغاز کن مرا ***** خسرو شکیبایی و صدای جاودانه اش همیشه در قلب ما جاودانه می ماند
|
درباره من![]()
بنام حضرت دوست که هر چه داریم از رحمت اوست
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبدی 1387آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 پیوندها
قاصدك |